سگ
سگ پاسبان ایران
1. وندیداد. فرگرد 11: یکی از پنج گناه بزرگ که هیچ تاوان ندارد آن است که کسی به سگ استخوان درشت و سخت دهد آن چنان که دندان او را بیازارد و در گلویش بماند یا خوراک بسیار گرم دهد آن چنان که پوزه و زبانش را بسوزاند. و دیگر آن که کسی سگی را بزند که تازه توله ای پس انداخته است.
2. وندیداد. فرگرد 13: اهورامزدا گوید: اگر سگ شبانی یا سگ خانگی نبود در روی این زمین آفریده من، خان و مانی پایدار نماندی.
3. همان جا: از اهورامزدا پرسیده شد در این گیتی کدام سرزمین شادتر؟ اهورامزدا گفت: آن جا که مرد پارسا خانه بر پا کند و آن خانه از گاو و خورش و سگ و زن و فرزند و آتش برخوردار باشد.
4. همان جا: اگر کسی سگ را بکشد روانش در روز پسین به هراس و بیم افتد و هیچ کس به فریادش نرسد.
5. همان جا: سزای کسی که سگ شبانی را چنان بزند که جان سپارد هشتصد تازیانه است.. سزای کشتن سگ خانگی هفتصد تازیانه و سزای کشتن سگ شکاری ششصد و سزای کشتن توله سگ پانصد تازیانه.
6. همان جا: گناه خوراک ندادن به سگ شکاری با ندادن خوراک به مهمان برابر است.
7. همان جا: کسی که خوراک از توله سگ دریغ کند چنان است که بچه آدمی را از خورش بی بهره بدارد.
8. همان جا: سگ به هشت کس همانند است: از چیز کم خشنود شود و زود رنج است، مانند پیشآهنگ است، برای چهار پایان می جنگد، در پس و پیش خانه می گردد مانند یک رزمی و بیدار و سبک خواب است، خدمتگزار و مانند چاکر است، شبگرد است، بی باک است، شیرین کار است و مانند بچه به این جا و آن جا می دود.
9. نامه پارسی صد در: سگ نباید آزردن، چه از فروتنان هیچ کس فروتن تر از سگ نیست. به سگ، نان دادن ثوابی است بزرگ.
10: همان جا: اگر سگی را در راهی خفته دیدید آهسته گام بردارید تا بیدارش نسازید.
از این مختصر پیداست که این جانور تا چه اندازه نزد ایرانیان گرامی و ارجمند بوده و از مهر و دل سوزی ایرانیان برخوردار بوده است. می توان گفت که هیچ یک از اقوام روی زمین به اندازه ایرانیان به این جانور سودمند غمخوار نبوده است. اما امروز ایرانیان بر خلاف آیین هزاران سال پیش این سرزمین رفتار می کنند.
«سگ» جانور ارجمندی است که دارای صفات (فروزههای) پسندیده بوده و متاسفانه(شوربختانه) در جامعه حیوان آزار و دین زده امروزین ایران مورد ظلم و ستم «به اصطلاح مردمان» قرار میگیرد. باید دانست که این حیوان یا جانور در روزگار پیشین جایگاه او چنین نبوده و یکی از مقدس ترین و بلند مرتبه ترین جانور در فرهنگ گذشته ایران بوده و به ما است که دوباره احترام (دوشارم) را نسبت به او به جا آوریم. با رجوع به نوشته های کتاب های کهن و مقدس ایران چون اوستا و همچنین وندیداد متوجه میشویم که این فرهنگ منحرف و مبتذل حیوان آزاری از فرهنگ باستانی و حقیقی ایرانیان ناشی نمیشود و به اصطلاح بومی نیست و یک پدیده خارجی است و دقیقا از فرهنگ اجنبی و غیرخودی اعراب بوده و وارداتی است.
آن چه که مشخص است سگ در فرهنگ اسلام هیچ جایگاه در خوری ندارد درحالیکه در اوستای گرانسنگ سگ در ردیف انسان های دسته بندی میشود و حتی گاهی مقدس تر از انسان به جهت وفاداری و پیمانداری و اینکه این جانور یار و غمخوار و کمک حال مردمان بوده است. چه سگ شکاری، چه سگ پاسبان، چه سگ خانگی و یا چه سگ چوپان که در این مورد آخر اگر این جانور سودمند نمیبود گله های دامداران و چوپانان مورد تازش گرگان قرار میگرفت و مردمان در آسایش نمیبودند. یک سری واژگان و ادبیات و بهتر بگوییم گفتمان هایی یا ناشی از فرهنگ عربی توسط پذیرش فرایند دین در ایرانیان ایجاد شده، ایرانیان مردمی که متعهد و مومن بودند و هماره یار و غمخوار جانوران بودند به خصوص حیوانات سودرسان. برای مثال اصطلاح «سگ مذهب» به معنی مرد پارسی یا کسی که در دین و مذهبش به سگ ارج مینهند، به گمان من بر آمده از فرهنگ عربی یا اسلامی هست، شاید اعراب پارسیان یا ایرانیان را «سگ پرست» مینامیدند و این اصطلاح باب شد، اما این دور به نظر میرسد از آنجاییکه اعراب زبان پارسی نمیدانستند، نظریه ای که خودم با تحلیل و تفکر به آن رسیدم احتمالا ایرانیان تازه مسلمان شده برای «خوشرقصی» یا خوشآمد تازیان و نیز برای پذیرفته شدن و شهروند درجه چندم نبودن آمدند و این دشنام و فحاشی را نسبت به اجداد (نیاگان) خود روا داشتند تا شاید مورد حب و محبت مسلمانان عرب فاتح واقع شئند. این یک پدیده رایج است بویژه در جنبه جامعه شناسی، چطور؟
زمانی که یک طبقه ای میخواهد پیشرفت کند و وارد یک هویت جدید و نوینی شود مجبور (واداشته) میشود هویت پیشین خود را نفی کند تا مورد پذیرش هویت جدید قرار بگیرد، به نظرم اسم این پدیده «نفی هویت ( هستی) گذشته» است.
یادآورم از یک خاطره از دوست سیاهپوست کانادایی که میگفت دوست پسری داشت ارمنی و یک شب به طور ناشیانه گفت امشب قول دادم که شما رو خانه خود ببرم ولی متاسفانه معذورم و نمیتوانم ...چند روز بعد آن دختر مورد تبعیض علت این عمل ناخور را جویا شد و آن ارمنی گفت عمویی دارد که آن شب به خانه شان آمده بود و آن فرد نژادپرست بوده و از نژاد سیاه متنفر است! به نظر آن دوست کانادایی من بیشتر تبعیضها بر خلاف انتظار و تصور جانب رنگین پوستهاست تا سفید پوستان یعنی ارمنی که حتی نژاد سفید ندارد برای ورود به دسته سفیدان مجبور است نفی هویت کند و انزجار (بیزاری) خود را برای ورود به هویت جدید نسبت به سیاهان اعلام کند. به زبان ساده در جامعه شناسی اگر یک طبقه بخواهد وارد یک طبقه (دسته) یا جرگه جدید شود میباید نفی هویت گذشته کند تا به زعم(گمان)خود تطهیر و پذیرفته شود.
این مورد بسیار زیاد(هنگفت) در مورد ایرانیان تازه مسلمان، رخ داده است برای خوشرقصی یا استخوانلیسی یا به زبان عامیانه و خیابانی پاچه خواری نفی نیاکان کردند، کورشها، نوشیروانها، بابکها کوبیدند و درعوض بزرگان عرب را ستودند. این خویشکوبی بارها و بارها افتاده ایرانیان تازه مسلمان شده بیپناه و بیچاره مجبور (ناچار) بودند برای مبرا کردن خود در نقش خودی دشمن تر از دشمن عمل کرده و هویت و هستی خود را نفی کنند و به اصطلاح وفاداری خود را نسبت به آن هویت جدید ابراز(ثابت) کنند. مثل یک تازه وارد گروه گنگستری که باید در خشونت حتی از کهنه کاران سبعیت و یا درندگی بیشتری از خود نشان دهد. خلاصه و کوتاه باید گفت اصطلاحاتی مانند «سگ مذهب»، «خروس مذهب»، «مجوس»، «گبر»، «زندیق، منسوب به زند و اوستا» به احتمال بیشتر توسط ایرانیان تازه مسلمان تکرار شده و گسترش یافته تا تازیان.
مثال دیگر عینی(چشمی یا ملموس) را میتوان از روستاییان آورد. یک روستایی اصیل حیوانات را دوست دارد و به آنان چون اعضای خانواده خویش مینگرد و احترام (دوشارم) میگذارند به آنها، حال همین روستای هنگامی میخواهد به شهر بیاید و شهرنشین شود در برابر روستانشینی، به ناچار و از روی پدیرفته شدن در هویت شهری جدید مجبور میشود خود را تطهیر کند و تمامی شئونات روستایی خود را نفع کند و این خیلی غمگین و تاسفبار است مثلا این آدم حیوان دوستی خود را مبدل به حیوان آزاری میکند تا وارد طبقه یا دسته جدید شود، پرنده آزاری، گربه آزاری، سگ آزاری، مردمآزاری میکند تا شاید...بیچاره!
معمولا شهریان با اصالت حیوانآزاری نمیکنند بلکه این «بیچارگان معلق روستایی» برای پذیرفته شدن در هویت جدید شهری مجبورند خویش را انکار کنند تا وارد طبقه جدید شوند و این همه خوشرقصی، استخوان لیسی، جاه نماز آب کشیدن ها، بادمجان دور قابچی ها از برای خودپرستی هاست.
حال در بخش قسمتی از متن ویکیپیدیا را درباره « سگ در مذهبها» فرگرد زرتشتی یا مزدسینا را ترجمه میکنم...




یلدا شب زایش ایزد مهر


استاد ابراهیم پورداوود