baaz ye jok-e dige




خفت ُ خیز با خلبان ِ آتش نشانی

Pierre، یک خلبان ِ آتشنشان ِ فرانسوی یِ جوان،Marie، دوست ِ دخترش را برای پیکنیک کنار ِ رود ِ Seine می برد. روز زیبا یی است ، و دوشارم(عشق) در آسمان است*

Marie روی ِ Pierre خم میشه و میگه :"Pierre ، ببوس منو!"

قهرمان ما یک بتری Merlot چنگ میزند[grab ] و اون را رویِ لب های Marie می پاشد [splash].

Marie به حالت شکه شده [startle] میگه:"چی کار داری میکنی؟"

"من Pierre خلبان آتشنشان ِ هستم ، وقتی گوشت ِ سرخ** میخورم [ have] ، شراب ِ سرخ  مینوشم [ have]".

او [She] لبخند میزند [smile] و شروع به بوسیدن میکنه.

وقتی کمی گرم میشن ،Marie میگه:"ببوس پایینتر ِ [lower] منو".

قهرمان ما بلوزش را پاره میکنه[tear] ، یک بتری  Chardonnay چنگ میزنه و میریزد سر تا سر  [all- over]  ِ پستان هاش.

Marie حیرت زده هی [ the bewildered] میپرسه:"چی کار داری میکنی؟"

" من Pierre خلبان آتشنشان ِ هستم، من وقتی گوشت ِ سپید*** میخورم، شراب ِ سپید میخورم!".

آنها وقفه شون [interlude ]  را از سر میگیرن و کارشون به اوج میرسد[steam up].

Marie نزدیک گوشش خم میشه و پچ پچ میکنه Pierre پایینتر منو ببوس!".

قهرمان ما جر میده [ rips off] شرتش را [underwear].

یک بتری Cognac چنگ میزنه [grab] و روی رانش [lap] میریزه و سپس کبریت میکشه و آتشش میزنه.

Marie جیغ میکشه [shriek] و میپره تو آب . waist deep می ایستد ، Marie دستاشو میبره بالا و جیغ میزنه با خشم :" Pierre په گُهی داری میخوری؟".

قهرمان ما میایستد، با اعتماد[defiantly]،و میگه:"  من  Pierre خلبان آتشنشان ِ هستم،اگر من پایین برم، من پایین میرم تو زبانه ها".








----------------------------------------------------------

*(در اینجا معنی این  عبارت به طور حسی درک کردم "حال کردن حال میده" شاید هم اشتباه کنم ، بنابر این عینا انگلیسی آن را به پارسی برگرداندم هر چند چم آن ابتر)

**کنایه(استعاره) از لب که سرخ است.

***کنایه(استعاره) از پوست[پستان] که سپید است.

 Merlot=می ِ سرخ فام

Chardonnay=می ِ سپید 

Cognac=می ای که در ارمنستان نیکوست.




 naame i dar yazeshn-e aan






دوشارَم در باران

Love in  the rain








در ژرفای ِ پاکی یِ چشمانت

In the depth of purity of your eyes

و عطر ِ تند ِ سُخَنَت که بی رحمانه مرا دَر نَوَردید

And sharp oder of your saying that overwhelmed me un-compassionately   

و گام های آهسته آهسته 

And slowly slowly steps

در جشن ِ تولد ِ باران 

In the rain's birthday

آزرمی

A  lost grace  like wind*** 

از دست شده # چون باد 
و
And

دست ِ نامهربانت* بر سینه ام 

Your unkind (unfaithful ) hand on my chest 

 در عطش ِ  روزی  ،  سراب گونه

In the thirstiness of the mirage-like day 


و من

And me

محو تماشایت هنگام شکفتن ِ نرگس ها

I am so immersed in you while narcissus blooming

در زادروز ِ باران

In the rain's birthday


**[و ما ،من و تو دوره میکنیم شب را روز را هنوز را ]

[And we,me and you pass day,night,again]



-------------------------------------------------------
*نامهربان= دراینجا این واژه از "مهر"  وام گرفتیم که همه دانند مهر یا میترا ایزد ِ پیمان و سوگند و وفاداری است پس "نامهربان" کسی است که به پیمان نه ایستد و پیمانشکنی کند.

** این بیت یا عبارت را از احمد شاملو وام گرفتیم در شعری در سوگ ِ فروغ فرخ زاد.

*** ترگمک انگلیسی تا حدی ضعیف بوده و گویای معانی یه شعر نمی باشد. [یادداشت م.] 

#:در آغاز "دست رفته" بود.

~یزشن=ستایش

یک  جک



در دانشگاهی در لهستان  p.a.u ،پرفسوری در حال حرف زدن درباره افزایش شیر در گاو بود ، زمانی که دختری در کلاس پرسید ، چرا گاو ها دپرس می شن وقتی آنها را می دوشن؟

پرفسور پاسخ داد :خب، دخترم اگه هر صبح ِ زود ، آنها شما را بیدار میکردند، پستان هاتون را به مدت 2 ساعت  بمالیدند و پس از آن شما را نسپوخن ، شما هم دپرس می بودی!(*در متن انگلیسی "شما هم دپرس خاهی شد. 

بود"


you'll look depressed too*

یک شعر





زوزه می کِشَند

They are howling

گرگان ِ گُنَه ِ پیر

The old sin wolves

من و ماریا

Me and Maria

به خدای نیشخندی زدیم ژَرف


Sneered G-d deeply



یکی *خُفت و خیز بدید
یکی به نماج اندر شد 

Some one watched a porno

Some one fell to pray




*خفت و خیز عبارت مولانا است در مثنوی.مذکور(latter) در داستان "کنیزک ،خلیفه مصر،شاه موصل آورده شده است.بیت زیر :

ذکر او کرد و ذکر بر پای کرد  قصد خفتو خیز مهر افزای کرد

پس"خفت و خیز": جماع،نزدیکی،در ع. ضاجع





tanhayi-eh   تنهایی ِ    la solitudine






درود ،دوستان

تصمیم گرفتم ترانه یِ زیبایِ

Laura Pausini به نام ِ La Solitudine را ترگمه کنم

ماجرای ِ مارکو( Marco) جوانی که دوست (دختر) خود را ترک

کرده چون که پدرش بنا بر موقیت ِ شغلی به شهر ِ دیگری نقل

مکان کرده و این دختر، شهرِ بدون مارکو را "قلبِ خاکستری ِ بدونِ

روح" تشبیه (استعاره) می کند.


ترگمه یِ این کار از منبع دو زبان ایتالیی و انگلیسی انجام گشته امیدوارم  به این کار عاشقانه گوش کنین و ترگمک من خوب و نیکو باشه و به اثر اصلی نزدیک

نام این کار به انگلیسی Loneliness گویند در پارسی "تنهایی " معنی کردند و در عربی "وحده" که معنی یِ "یکی شدن تنها شدن ، واحد شدن،گوشهگیری را می رساند.

در زبان روس که جز السنه ِ هندو اروپایی است و شاخه ِ اسلاو :одиночество می باشد.

خود واژه ِ один (=یک) است

در مورد بخش دوم واژه یِ روسочество- اطلاعی در دست نیست.اما در کل معنی "یک بودن" را می رساند. کنون برسیم به ترگمک این کار سترگ...

تنهایی

------------------------------------

مارکو (Marco) از اینجا رفته و  دیگه بر نگشه

آن* قطارِ 7:30 بدون ِ او ...

یک قلب ِ فلزی یِ بی روح است

در سرما ی ِ بامداد ِ خاکستری ِ شهر


در مدرسه آن* میزی که خالی است، مارکو در درون ِ من است

و نفسش بین ِ افکار ِ من شیرین آست

فواصل عظیم به نظر میرسد که جدایمان کند

اما قلبم نیرومندانه درونِم (سینه ام) می زند


که میداند آیا تو به من خواهی اندیشید

آیا هرگز با والدینت صحبت نخواهی کرد

آیا مانند ِ من خودت ُ پنهان خاهی کرد

از نگاه ها می گریزی و میمانی...


محبوس در خانه و نمیخاهی...

بخوری.نگه می داری(...)

بالشت ُ و گریه میکنی و نمیدونی

چقدر تنهایی به تو صدمه زده


مارکو، در دفتر ِ خاطرات من عکسی دارم

(که در آن)چشمان ِ بچه یِ کمی ترسیده را داری

سفت میگیرمش(عکس) برابر قلبم و احساس میکنم اینجایی

بین تکالیف انگلیسی و ریاضیات


پدرت و اندرزهایش ،چه ملال آور

او با کارش ،تو راربود

یقینان نظرت ُ هرگز نپرسید

گفت"روزی تو مرا درک خاهی کرد"


که میداند آیا تو به من خواهی اندیشید

هنگامی که با دوستانت سخن خواهی کرد

برای اینکه دگر از من نَرَنجی

اما آسان نیست، تو میدانی


در مدرسه دیگر نمیتوانم(ادامه دهم)

و پسنیمروز ها** بدون ِ تو

دانش آموزی بی فایده است.همه یِ عقایدم(...)

پیرامون ِ تو می گردد.


ممکن نیست جداکردنمان

زندگی های ما دو

ازت خاهش میکنم،چشم براهم باش ،دوشارم ِ***من

اما من نمیتوانم بفریبمت


تنهایی ِ بینِ ما

این سکوت ِ درون ِ من

نگرانی یِ زیستن است

زندگی ِ بدون ِ تو


ازت خاهش می کنم چشمبراهم باش چون

نمی توانم باشم بدون ِ تو

ممکن نیست جداکردن ِ

آن داستان ِ ما دو (تا)

} x 2

تنهایی.






-----------------------------------------------


* از"آن" بکار گرفتیم در متن "the Train"بوده اما از آنجایی که در پارسی نشانه ای برای معرفه کردن وجود ندارد پس "آن" را بکار بردیم، در زبان عامیانه نیز می توان از " ِ " به پایان اسما استفاده کرد مانند : کتاب ِ  ، مرد ِ  ، قطار ِ ، دختر ِ  ، و الخ...



**پس نیم روز:بعد از ظهر،این ترگمه را برگزیدیم چون در زبان های اروپایی مانند روس، آلمانی،انگیسی، ایتالیایی، ، ،چک  به ترتیب ،  midday  ، Mittag ،полдень  polední، mezzogiornoمی باشد.

بد نیست یادی از اوقات شرعی زرتشتیان (بهدینان) در گاه های روز شود.

هآونگآه:بامداد، (در گذشته در هنگام صبح مزدیسنان برای انجام نماج و پرستش مزدا اهورا گیاه هوم [سوم در هندو ها] را در هاون میکوبیدند و عصاره را با مواد دیگری همراه میکردند)

اصطلاح "هوم در هاون کوبیدن"(کنایه از کار ِ مفید و درست کردن ) که عکس ِ همین اصطلاح در پارسی وجود دارد "آب در هاون کوبیدن" که کنایه از کارِ بیهوده کردن میباشد.



رَپیتوینگآه:ظهر

اُزیرینگآه:عصر،بعدظهر،پسنیمروز

اَیویسروثرمگآه:ایوار،(evening)،غروب

اُشهینگآه:شب،(شاَو=shaw){در تکثر لحجه های ایران مانند کردی،گیلانی...به همین تلفظ است. گمان بنده این است که یکی  یا هر دو ، واژه های "شب" و "شام"  میتواند از این کلمه دینی باشد که همانطور که ذکر شد اوقات ِ شرعی یه مزدیسنان می باشد.



***دوشارم=عشق

 




ادامه نوشته

yek joke


*بل قوه دربرابر  بل فعل


یک نوجوان از مدرسه می آد خونه با یک تکلیف ِ کتبی.او از پدرش کمک می خواد

"بابا،میشه بگی تفاوت ِ بلقوه و بلفعل چیه؟"

باباش اندیشمندانه بهش زل میزنه ، و سپس میگه تفاوتش ُ  بهت میگم

برو از مادرت بپرس با یک ملیون دلار با Robert Redford می خوابه؟

سپس برو از خواهرت بپرس با یک میلیون دلار با Brad Pitt می خوابه؟

سپس برگرد پیشم و بگو چی شد.

بچه گیج میشه ،اما او  سعی میکنی معنی پدرش را درک کنه

از مامانش میپرسه"مامان اگه یک میلیون دلار بدن بهت با Robert Redford میخوابی؟مامانش پیرامون را زیرکانه نگاه میکنه و بعد با یک تبسم ملایم میگه،پدرت نگو ،اما،آره، خواهم کرد

سپس میره پیش خواهرش و میگه آبجی،اگه بهت یک میلیون دلار بدن با Brad Pitt می خوبی؟

خواهرش  بهش زل میزنه و میگه،"یقینان!".

بچه هه برمیگرده و به پدرش میگه ،"بابا ، فک میکنم که حالا درک کرده ام.

به طور ِ بلقوه ما رو 2 میلیون دلار **نشستیم، اما به طور بلقوه(درحقیقت)

،با 2 تا روسپی*** داریم زندگی میکنیم."


--------------------------------------------------------------------------------------------

*Potential v. Reality

واژه ای برابر این 2 در پارسی یافت می نشد.شاید برای واژه یه فرتوم ، بر(در) توان و دومی براست (در عمل،در کنش)

**are sitting در زبان انگلیسی برای فعل "نشستن" در حالت زمان حال ساده همیشه از فرم استمراری یه نشستن استفاده می شود.

*** whores= در پارسی صورت مفرد کتابت و قرائت میشود "روسپی"


CHIARA

آهنگ زیبای ِ آندرا بوچ چلی  CHIARA رو ترجمه میکنیم...


هنگامی که او را بین برگ ها و گُل ها دیدم...

یلدا


یلدا شب زایش ایزد مهر

 جشن شب چله برآنانکه به زایش روشنایی اندیشه دارند، خجسته باد

Zayeshmehr also known as Yalda and Shab-e Cheleh in Persian is celebrated on the eve of the first day of the winter (December 21-22) in the Iranian calendar

http://www.kniknam.com/Audio/MP3/mehr%20nyayesh.mp3

نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست

شب فراق تو هر شب که هست یلداییست

The sight of you each morning is a New Year
Any night of your departure is the eve of Yalda'

(Sa'adi)

<<مهر نیایش>>

(مهر و پیمان را نباید شکست نه با راستی پرست نه با دروغ پرست)

**مهر دلاوری نیکو بالا  با هزارگوش و ده هزار(بیور) چشم و بی آنکه بخوابد پاسبان مردم است.**

مهر اهورامزدای بزرگ بی زوال پاک را میستاییم...

...بشود که او از برای یاری ما آید 

بشود که از برای گشایش ما آید 

بشود که او از برای رامش ما آید

بشود که از برای آمرزش ما آید

بشود که از برای درمان ما آید 

بشود که از برای پیروزی  ما آید

بشود که از برای زندگانی خوش  ما آید

بشود که از برای پاکی ما آید...

باور میتراییسم در رومیان تاحدی بود که در سده چهارم میلادی در روز 25 دسامبر روز تولد مهر و به نام NATALIS INVICTUS (روز تولد {مهر} شکست ناپذیر)نامزد شد.

و اما یلدا ایرانیان این روز را شب تولد میترا میدانستند این نام را این بار با تلفظ سریانی آن پذیرفتند و "یلدا" شکل سریانی (Syriac ܠܫܢܐ ܣܘܪܝܝܐ ) کلمهء "میلاد" عربی است که از نظر معنی برابر است با واژه "نوئل" از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد.

در عبری yeled יָ֫לֶד برابر child انگلیسی است.


--------------------------------------------------------------

بالا=قد,     نیکو بالا= قد بلند (هنور در پارسی واژهء "بلند بالا" ={قد بلند}

بیور=واژه اوستای به معنی "ده هزار" که صورت درست آنBAEVARE , 

در عبارت " ضحاک بیور اسپ" آمده که ده هزار اسب گویند اما استاد فریدون جنیدی بر این باور است که بیور در آن عبارت واژه ء BABEL است که جای تامل است.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منابع:

 دکتر بهرام فرهوشی :جهان فروری (بخشی از فرهنگ ایران کهن)

استاد ابراهیم پورداوود :خرده اوستا  نامه مینوی (تفسیر و تالیف)

دانشنامه ایرانیکا : به اهتمام دکتر احسان یار شاطر 

ویکیپیدیا

کانون پژوهش های ایران باستانcais

کورش نیکنام   (وبسایت شخصی)

دیوان غزلیات سعدی