دوشارَم در باران

Love in  the rain








در ژرفای ِ پاکی یِ چشمانت

In the depth of purity of your eyes

و عطر ِ تند ِ سُخَنَت که بی رحمانه مرا دَر نَوَردید

And sharp oder of your saying that overwhelmed me un-compassionately   

و گام های آهسته آهسته 

And slowly slowly steps

در جشن ِ تولد ِ باران 

In the rain's birthday

آزرمی

A  lost grace  like wind*** 

از دست شده # چون باد 
و
And

دست ِ نامهربانت* بر سینه ام 

Your unkind (unfaithful ) hand on my chest 

 در عطش ِ  روزی  ،  سراب گونه

In the thirstiness of the mirage-like day 


و من

And me

محو تماشایت هنگام شکفتن ِ نرگس ها

I am so immersed in you while narcissus blooming

در زادروز ِ باران

In the rain's birthday


**[و ما ،من و تو دوره میکنیم شب را روز را هنوز را ]

[And we,me and you pass day,night,again]



-------------------------------------------------------
*نامهربان= دراینجا این واژه از "مهر"  وام گرفتیم که همه دانند مهر یا میترا ایزد ِ پیمان و سوگند و وفاداری است پس "نامهربان" کسی است که به پیمان نه ایستد و پیمانشکنی کند.

** این بیت یا عبارت را از احمد شاملو وام گرفتیم در شعری در سوگ ِ فروغ فرخ زاد.

*** ترگمک انگلیسی تا حدی ضعیف بوده و گویای معانی یه شعر نمی باشد. [یادداشت م.] 

#:در آغاز "دست رفته" بود.

~یزشن=ستایش