بلوز ِ شیکپوش /  ولادیمیر مایاکوفسکی   1914

[Vladimir Mayakuvsky]   


من شلوار ِسیاه برای خودم خواهم دوخت از مخمل صدایم .

و از سه یاردی ی غروب ، بلوزی زرد .

به درازای ِ خیابان ِ اصلی ِ جهان، به درازای ِ شاهراه های ِ نورانی، با گام های Don Juan قدم خواهم زد، یک شیکپوش.


بگذار زمین ، بپوسد و بپلاسد،فریاد زند:
"تو باهار ِ سبز را خواهی اویگایید.!(awigatan)
من به خورشید با کبر گستاخانه ای نعره خواهم زد
"من ترجیح میدهم روی اسفالت صاف بخرامم.

[مگر ] نیست چون آسمان آبی است،
و زمین در پاکسازی ی باهاره دوستدار من است
من برایت آهنگی به جالبی ی bi-bah-bo خواهم سرود
و به تیزی و سودمندی ی خلال دندان!
زنانی ک تنم را دوست میدارند و شما
دختری ک برادروار به من مینگری
لبخندت را به من شاعر پرتاب کن
و آنها را به مانند ِ گلها روی بلوز شیکم خواهم دوخت